تبلیغات
استادسیدعلی اصغرموسوی - حکمت درشعر

لحظه هایی عاشقانه و عارفانه با الفبای تنهایی، آثارادبی استاد سید علی اصغر موسوی


Admin Logo
themebox Logo

تاریخ:جمعه 25 مرداد 1392-05:56 ب.ظ

حکمت درشعر

سیدعلی اصغرموسوی


حکمت در شعر ! (1)

حکمت درشعر :توصیه ای که مقام معظم رهبری در دیدارشاعران با معظم له داشتند (رمضان 92).

البته این نوشتارها قبلا در نقدو نظرهای اینجانب ذیل شعر یکی از شاعران در تاریخ 1391/12/22 ثبت شده است .و همراهی بنده با دیگر اساتید نقدونظرسایت در بررسی شعر دینی و غیر دینی است.
عنایت کنید با حوصله و دقت مطالب را دنبال کنید .سپاسگزارم!




-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نخست تقدیر و تشکر می کنم از اساتیدبزرگوار (جناب ایزدی گنابادی و جناب وحیدضیایی و جناب یزدانی جندقی) و نوشتن مطالبی که باعث شد تا این نوشتار، به واسطه‌ی آن، ذیل مطالب سودمند آنان بیاید. 
****
... و اما «شعر» در نگاه حضرت پیامبر(ص) این است که: «ان من الشعر لحکمة، و ان من البیان لسحرا؛ بعضى از اشعار، حکمت است، و پاره‏اى از سخنان، سحر(الغدیر، ج2، ص 9).»
منظور بنده از شعر دینی، مکتب شعر دینی و حضور این شکل از ادبیات در ادبیات ایران زمین، این است که: اصل، اساس و شالوده‌ی این تفکر، توسط حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به ایران آورده شده است بعد از حضور ایشان در مرو، مکتب ادبیات دینی (در کنار مکاتب عقلی و نقلی، علوم و معارف اسلامی) منجر به پدید آمدن نظریه‌های مختلف در حوزه ادبیات و جغرافیای وسیعی از آسیا گردید و این موضوع را بنده در چندین مقاله به صورت «ابتدایی» مورد بررسی قرار داده‌ام تا ان‌شاءالله در فرصتی مغتنم و مناسب به صورت علمی، آن را مطرح کنم. 
باید عرض کنم نگاه «توحید محور» پیامبر(ص) در شعر «لبید بن ربیعه العامرى»، خود مبین این قضیه است که اساس شعر دینیِ اسلامی، با آنچه من آن را تفکر ارسطویی می‌نامم کاملا متفاوت است. ارسطو ذات شعر را از «محاکه» یا محاکات می‌داند و جناب خواجه نصیرالدین توسی(ره) نیز به پیروی از ارسطو، بر این اشتباه بوده است و جوهره شعر در انسان را، از محاکات می‌داند. 
چگونه می‌توان شعر؛ این کلام مقدس و ودیعه خداوند را، که مصداق « عَلَّمَ الإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ» است و ذات جلاله با «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ» به آن سوگند می‌خورد را ناشی از محاکه دانست؛ که آن تقلید از لذت‌یابی غریزی طیور، حیوانات و وحوش است. 
تا کی قرار است پیرو تفکری مضمحل، ناشیانه و اومانیستی باشیم؟!
******
کسانی که می‌خواستند قدر و منزلت فردوسی، ناصرخسرو، نظامی، عطار، مولوی، حافظ، جامی، صائب، محتشم، وحشی، یغما، محیط، بهار، شهریار، پروین و ... را به انحطاط بکشانند چهاردیواری‌ای ساختند به نام «دانشکده» و عده‌ای را به افتخار آکادمیکی بودن نایل ساختند تا «ادوارد براونی» باشد که به جای ما تاریخ ادبیات بنویسد. چه افکاری برای پروردن این افراد بهتر از مهملات ارسطویی؟! به دنبال ارسطو باید "فتوریسم" هم می‌آمد، "سلمبلیسم "هم می‌آمد، "سوررئالیسم "هم می‌آمد، و در این بین هم "اسکیپیسم" هم می‌آمد و چند سالی هم هست؛ که متأسفانه به نهایت هرج و مرج در ادبیات بی‌مرز و بوم خود رسیده‌ایم. هر نوخواسته‌ای، پرچم «آوانگارد» به دوش به ادبیات فاخر، وزین و دین‌محور ما حمله می‌کند که اگر افتخار ادبیات – دینی - کهن برای ما «نمد» نشد برای او «کلاه» بشود. 
اگر از حضرت علی(ع) درباره «شعر» نپرسیدند! درباره «شاعر» پرسیدند؛ آن هم بهترین شاعر عرب؛ امرؤ القیس!
مانند همین سوال را پیش‌تر از معلم، مربی، مولا و سرور حضرت علی(ع) پرسیدند، ایشان اشاره به شعر لبید بن ربیعه عامرى کردند:
ألا كُلُّ شیءٍ ما خَلا اللّهُ باطِلُ 
وكلُّ نعیمٍ لا مَحالة َ زائِل
مگر چند نشانه نیاز است از خدا، قرآن، پیامبر(ص)، حضرت علی(ع)، اهل بیت(ع) و تمام شعرای شیعی و اسلامی که در راه اعتقاد خود جان داده‌اند؛ تا بنده به این نتیجه برسم که: اساس ادبیات دینی ما در فرضیه ادراک، نخست «عقل‌محور» سپس «حس‌محور» و بعد از آن «تخیل‌محور» است؛ البته در اشعار عرفانی و نه در مدایح و مراثی اهل بیت(ع). 
چگونه می‌توانم درباره خدای خیالی، پیامبر خیالی و امام خیالی شعر بسرایم و بر مخاطب دینی خود عرضه کنم. مرتبه‌ی عقلی که یکی از اساتید بدان اشاره کرده‌اند؛ عقل برهانی، استقرایی، اکتسابی، کیلویی، گرمی، درهمی، دیناری، ریالی و در یک کلام «عقل ناسوت‌محور» است که نمی‌تواند شالوده شعر باشد. عقلی که بنده از آن صحبت می‌کنم بخشی از «امر» و علم الهی و هسته‌ی هستی است؛ عقل «لدنی» است. عقل پدیدآورنده حکمت و عرفان و زهد است؛ محیط بر عالم جبروت و ملکوت و ناسوت. 
بخش اعظم تفکر شعر ما مسلمانان، ماورایی، قدسی و متافیزیکی است؛ چگونه می توانیم شالوده آن را از «فیزیک» بدانیم، از «محاکه» بدانیم، از «کافه نادری» بدانیم؟!
برای انواع دیگر از جمله آثار: سیاسی، اجتماعی، طبیعت گرایانه، طنز، اومانیستی، فتوریستی، سکولار و انواع دیگر ، "عقلانیت "را دخیل دانستن اشتباه محض است. اساس این گونه اشعار "تخیل و توهم" است، چه به معنای امروزی و چه به معنای شک و گمان باشد. باز عرض می‌کنم هیچ خدایی را نمی‌شود با خیال و با شک و گمان معرفی کرد ؛اما می‌شود با خیال و شک و گمان خورشید را «ژوپیتر» معرفی کرد و ماه را «هلن» و سرکار خانم «آنجلینا جولی» را فرخ‌لقا و آقای «برادپیت» را امیرارسلان رومی!!
****************
منظور من از این مطالب، نقد شعر (فلان شاعر آیینی) نبوده و نیست، محکوم کردن ایشان به سرایش شعر مخیل و کم ارزش نشان دادن نوشتار ایشان؛ بر آن داشت تا کمی هم آسیب شناسی کنم. سال‌هاست مدایح و مراثی اهل بیت را روضه‌خوانی، مدح، دلخوشی یا ریاکاری، جشنواره‌ای شدن و یا سایر تعابیر از این قسم معرفی می‌کنند. حقیر کم‌سواد گرچه کرسی‌دار مکتب‌خانه آکادمیک - با آن زوایای بسته و طول و عرض هم‌سان – نیستم اما بعد از سه دهه فعالیت ادبی (شعر و نثر) در حوزه ادبیات دینی می‌توانم تشخیص بدهم که منظور امام خمینی از: «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم»، خیال‌پردازی در حوزه عرفان اسلامی نبوده بلکه استفاده از قوه‌ی تخیل، برای تنظیم این گفتار برآمده است که ای حضرت دوست (جل جلاله)! من با عشق تو از حالت «کثرت» به حالت «وحدت» وارد شده‌ام، از مرحله «قال» به مرتبه «حال» رسیده‌ام، با نگاه تو به هستی می نگرم همان گونه که عاشق گرفتار به معشوق می‌نگرد و چشم بیمار به جمال یار. 

مبانی فکری ادبیات دینی "ما" برگرفته از "نصوص اسلامی و مکتب فقهی "تشیع " است !
من می گویم "الفبای شعر دینی " با " الفبای "لاتین یونانی - رومی " و مبانی فکری آن تفاوت دارد. ""بهتر است هرکس در حوزه فکری خودش اظهارفضل کند"" ! اشتباه گفته ام ؟!
اگر دقت به "نوشتار من " بشود ؛ حوزه فکری "محسوس و معقول " را از حوزه فکری " مخیل متوهم " جدا کرده ام .
شعر دینی "اساس اش " محتواست و "شاعر دینی" باید دوچندان قوی تر از دیگران در حوزه شعر باشد ! چون علاوه بر توانمندی "تکنیکی" با ید از مبانی نظری و عملی "دین" نیز باخبر باشد.
مثل "عرفان" !
در عرفان اسلامی آنچه «جان» شعر است «عقل»؛ آنچه «تن» شعر است، «حس» و آنچه «غذای» شعر است «تخیل» می‌باشد. من این مصداق‌ها را برای شعر دینی می‌ دانم اعم از: اشعار توحیدی، مدایح و مراثی، اشعار عرفانی و اشعار حکمت آمیز! 
حقیر ، "نظریه پرداز مکتب شعر دینی "هستم و در شعر دینی - آیینی ، از مرثیه و مدح گرفته تا شوخی و طنز ؛ قایل به محوریت و مراتب استنباطی :1- عقل 2- حس3- خیال هستم و "تخیل " را در پایین ترین مرحله ادراکی می دانم .
قرآن کریم شاعرانی را "مذمت " می کند که "خیال پردازند" ؛ نه این که از "قوه ی تخیل" برای بیان "مقصود" استفاده می کنند!
.......
ادامه دارد.....
موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1392/5/20 در ساعت : 19:45:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  422
ارسال نقد و نظر برای اعضا

    
ارسال نظر برای غیر اعضا



متن نظر را وارد کنید : 


متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.
دکتر آرزو صفایی 
1392/5/20 در ساعت : 22:5:6
درود بر استاد گرانقدر
از این نفیسه ی بسیار زیبا و ارزشمند بهره بردم
همیشه نویسا بمانید
----------------------------
سلام و سپاس
مهین دخت ایران زمین
بعداز روزگاری حضورتان مایه ی مسرت است
اهلا و سهلا، مرحبا
خوش گل میشیز !
شهاب نجف آبادی 
1392/5/20 در ساعت : 23:32:0
به دیداری شـدی نائل که من پشت سرت گــفتم
خوشـا بر حال این " سید "که بوسـیده است آقا را
------------------------
سید جان سلام 
خیلی خوشحال شدم که به زیارت آقا نائل شده ای
مطالب شیوایت در باره " ایسم " های وارداتی 
مزید بر لذت شد
سر بلند و پیروز باشی
الاحقر شهاب نجف آبادی
-----------------------------
درود و سلام استاد بزرگوار
الاحقر امثال بنده را سزاوار است
شما که عمری استاد بوده و هستید
طاعاتتان قبول
ممنونم از بیت ارتجالی تان
توفیقی بود که بعد سال ها خدمت ایشان برسم
ناگفته های بسیاری برلب ماند !
***
این مطالب بخشی از اشتراک مساعی و گاه گله گذاری بنده با اساتید بزرگوار دررابطه با "شعر دینی" بود. که به یک سری "گفتمان " فوق العاده سودمند منتهی شد.
امیدوارم که ادامه داشته باشد.
سپاس از حضورتان
یا حق
وحید ضیائی 
1392/5/20 در ساعت : 23:46:42
غلام همت دردی کشان یکرنگم . 

ممنون استاد گرامی . بهره ها میبریم . 
-----------------------------------------------
سلام عزیزدل ، جناب ضیایی
طاعات قبول
سپاس که تشریف آوردید
خدمتتان عرض کنم : ما درشناخت مبانی شعر دینی ، مشکل داریم
هزاران شاعر به اصطلاع "آیینی" داریم که همه درمصاحبه های "تاریخ مصرف گذشته " مطالبی را مطرح می کنند که خود از آنچه گفته اند چیزی سر در نمی آورند.
ما باید با کمک هم و با اشتراک مساعی به تشریح "مبانی اعتقادی و ساختارفنی شعرآیینی" بپردازیم تا این هرج و مرج "دین زدگی " جای خودرا به " باوردینی"در شعر بدهد.
چیزی که مد نظر مقام معظم رهبری (دامت برکاته) نیز بوده و هست ، همان "حکمت درشعر" !
ان شاء الله بتوانیم "طرحی نو دراندازیم".
سپاس مجدد !
مرضیه عاطفی 
1392/5/21 در ساعت : 10:34:9
سلام و درود بر شما جناب سید موسوی

احسنت به تلاشتان و مطلب پر باری که ارائه فرموده اید!

در پناه خداوندگار بی همتا، پیروز و برقرار باشید

یا علی(ع)
------------------------------------------------
سلام و درودبرشما
سپاسگزارم خواهرگرامی
امید توفیق برایتان دارم
موفق باشید
سید حسن رستگار 
1392/5/22 در ساعت : 11:16:57
سلام استاد

قلمتان جاودان
بر قرار و بر مدار
یا علی
-------------------
سلام برشما 
سپاسگزارم سید شریف
التماس دعا
فرج الله نعمتی(نادر) 
1392/5/24 در ساعت : 13:16:24
سلام بر استاد ارجمند، جناب آقای سید علی اصغر موسوی .
در تایید فرمایش شما بیتی از نظامی گنجوی تقدیم می کنم به شاعران جوان:
تا نکند شرع تو را نامدار
نامزد شعر مشو زینهار!
یک راهنمایی هم به دوستانی که میخواهند با شعر آیینی در معنای درست آن آشنا شوند بنده دیوان حسن کاشی را پیشنهاد می کنم که الحق شاعر امیرالمومنینش نامیده اند. علاوه بر این به مقاله اینجانب تحت عنوان : مجمع البحرین معنی؛ بررسی شیوه شاعری و مضامین شیعی حسن کاشی( مجله علمی - پژوهشی تاریخ ادبیات دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی) مراجعه کنند.

و اما بعد؛ بنده در مقاطع گوناگون تحصیل خویش،در روش سنجش و آزمون، کاستیها دیده ام که دیگر از ادامه آن علی العجاله منصرف گشته ام . و در تسلی به خویش و حضرتعالی سروده ام :
بگذار که در حسرت دستان تو باشد
این دکتریِ غازقلنگ ادبیات!
خدایت حفظ کناد.
اکبر نبوی 
1392/5/24 در ساعت : 17:44:35
درود بر استاد موسوی گرامی
از بخش نخست مقاله ی با ارزش تان استفاده کردم. چشم به راه بخش دوم آن هستم. درود بر شما که با همت و تعهد نسبت به بنیادهای معرفتی هنرِ شعر، می اندیشید و می نویسید.
سربلند باشید.
سیداکبر سلیمانی 
1392/5/25 در ساعت : 4:8:40
سلام استاد ارجمند
سپاس از اینکه همیشه به شاگردانتان میاموزید...
یا علی مدد




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


Can you get an operation to make you taller?
شنبه 11 شهریور 1396 01:39 ب.ظ
Hi! This is my first visit to your blog! We are a collection of volunteers
and starting a new project in a community in the same niche.
Your blog provided us valuable information to work on. You have done a wonderful job!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر