آیه ی روییدن

به سمت پنجره می چرخد، نگاه بی رمق دریا

دوباره میل تراویدن نشسته در عرق دریا

همان که ماهی تنها گفت: بدون عشق تو، می میرم!

نشان صبح کسی دارد، سکوت در شفق دریا؟

چقدر ساحل تنهایی، غریب و ساکت و آرام است

شبی که ماه نمی گیرد، به روی سر طبق دریا

زلال زمزمه ی عشق است، کنار آینه می بارد

غزل غزل غزل باران، ورق ورق ورق دریا

چه روزهای قشنگی بود، از این که یک‌سره می دیدم

کنار پنجره می روید فرشته با فلق دریا

کجاست ای شب یلدایی؟ کجاست آیه ی روییدن!

به سمت پنجره می چرخد، نگاه بی رمق دریا

*

1378