استاد سیدعلی اصغرموسوی

نفس عشق

نفس عشق(عاشورایی)
**
آسمان دغدغه خویش عیان می سازد
لیک عشاق زمین را نگران می سازد
مانده در بهت حوادث، نگران آینه هم
از چه رو، دست قضا، تیر و کمان می سازد
یک نفر بیرق توحید به هم می دوزد
یک نفر خنجر و شمشیر و سنان می سازد
قامت عقل اگر غالب تقدیر گرفت
نکته ها در سفر عشق عیان می سازد
در تقابل، همگان را سفر اوج و سقوط
ماه من، مهر ازل رشته ی جان می سازد!

فاش کن ای همه خورشید که این راز از چیست؟
بی زبانه، دلم از ناله زبان می سازد
ناله نی، نه فقط نای نیستان سوزاند
نغمه، گاهی ز پی سوز، فغان می سازد
کهشکشان در نظر رود، فقط مهمان نیست
که درون دل هر چشمه مکان می سازد
قوه جاذبه اش هر چه دل انگیز شود
خارج از آینه ها، گریه نهان می سازد
***
معرکه، معرکه ی رستم دستان شد، هان!
پیر زال از نفس عشق، جوان می سازد
یک نفر خسته و صد خیل، هیاهو تا رود
این تقابل چه شگفتی به جهان می سازد؟!
بی سبب نیست اگر در پی این رستاخیز
آسمان دغدغه خویش عیان می سازد
کوفی و شامی و مکی، ز پی کشتن عشق
خنجر و تیر و سنان، خنده کنان می سازد!
****
مکتب شعر دینی
مکتب شعر امامیه
سیدعلی اصغرموسوی
قم- محرم1389ه.ش
 ...................................