به شکیبایی : حضرت امام موسی کاظم(ع)
گوشه ای، یا خلوتی کو، تا بنالم همچو نی
بر تمام ناله‌هایم، من ببالم، همچو نی 
سینه ام را بی‌مهابا، هم ز داغت پر کنم
از غروب روزهای بی چراغت، پر کنم!
من بنالم، دل بنالد، مثل عاشوراییان
پر شود تا سینه‌ام از گریه‌های بی امان
ای نوای بی‌نوایان، با صدایت آشنا 
مست آهنگ دعایت، فرش تا عرش خدا 
بر تمام غربتی که سال‌ها، اندوختی
عاشقانه، در جوار عشق جانان سوختی!
کاش می‌شد، اشک ریزان، بی قرارت همچو شمع 
شعله گیرم، من بسوزم، در جوارت همچو شمع! 
ای بلندای حضورت، در میان خاکیان
آرزو و حسرت همواره‌ی افلاکیان
فارغ از هر ناشکیبایی اگر ایوب بود!
صبر تو پیش خدای مهربان ،محبوب بود
چلچراغ آسمان در حیطه‌ی تدبیرها !
بسته کی ماند به پایت، حلقه‌ی زنجیرها؟!
همچنان راه تو باز است و چراغت شعله‌ور
شعله‌ور در سینه‌ها، اندوه داغت، شعله‌ور
 مکتب شعر دینی/سیدعلی اصغرموسوی / قم- 1375-